رنج، بسترِ نفوذ انجیل

در تهران، ایران، اعلام بشارت انجیل عیسی مسیح به مسلمانان عملی غیر قانونی محسوب می‌شود. بنابراین، زمانی که از زنانی جسور سخن به میان می‌آید، به یاد مریم رُستَم پور و مرضیه امیرزاده می‌افتم.

این دو زن که از اسلام به مسیحیت گرویده بودند، در کنفرانسی در ترکیه با یکدیگر آشنا شدند، دوستی شان شکل گرفت، و زندگی خود را وقف رساندن پیام نجات به گمشده‌ها کردند؛ آنان در خیابان‌های تهران به فعالیت پرداختند. طی سه سال، در جستجوی فرصت‌هایی برای بشارت انجیل بودند و نسخه‌هایی از عهد جدید را در سراسر شهر توزیع می‌کردند «ترجمه‌هایی دقیق و معاصر از عهد جدید به زبان فارسی، که جایگزین نسخه اسلامی مجاز در فروشگاه‌های عمومی شده بود، چرا که آن نسخه‌ها برای حمایت از قرآن بازنویسی شده بودند» (اسیر در ایران، ص ۳۶).

نوشته‌های مسیحی مورد تأیید دولت در تهران، این تصور را در ذهن خوانندگان باقی می‌گذارند که عیسی چیزی بیش از یک پیامبر نبوده است. چنین دروغ هایی می‌بایست افشا می‌شد، و این زنان شجاع عزم خود را جزم کردند تا با قاچاق انبوه کتاب مقدس، به مقابله با این دروغ برخیزند، روزی سه هزار نسخه از کتاب مقدس را در یک محموله، زیر پوشش تاریکی شب، با یک خودرو وارد شهر کردند.

پیاده در دل جمعیت، نسخه‌های از عهد جدید را در کوله پشتی‌های خود می‌گذاشتند و به محض یافتن فرصت آن‌ها را توزیع می‌کردند. بی هراس، بشارت انجیل عیسی مسیح را در یکی از سهمگین ترین شهرهای مسلمان نشین جهان اعلام می‌کردند.

تنها دو زن، تنها دو کوله پشتی پر از کتاب، در قلب یکی از بزرگ‌ترین شهرهای اسلامیِ در عرض سه سال کاری کردند که شاید ارتشی از واعظین هم نمی‌توانست انجام دهد؛ بیش از بیست هزار نسخه از عهد جدید را بی خطر میان مردم پش کردند.

و در نهایت بهایی آن نیز پرداختند.

       رنج، درها را می‌گشاید

هرگز احساس آسایش نمی‌کردند؛ همیشه به حاضر بودن چشمان پنهان بر سر شان اندیشیده و از نزدیک شدن اشتباهی به فردی که ممکن بود خبر چین و اطلاعاتی باشد، هراس داشتند؛ بنابراین، فعالیت بشارت آن‌ها همواره یک تهدید بر وجود شخصی شان محسوب می شد. واقعیت این موضوع را ندانستندکه تا ماه مارس ۲۰۰۹، وقتی که به پلیس منطقه احضار، دستگیر و به یک زندان زننده و نفرت انگیز انداخته شدند.

در میان زشتی، کثیفی و ناهنجاری های زندان، شگفتی تازه‌ای بشارت پدیدار گشت چنان که بعدها زنان این ماجرا را روایت کردند.

«پیش از همه شگفت آور بود که ما در بهترین مکانی قرار داشتیم که برای شنیدن  انجیل عیسی مسیح گرسنه بودند  تا کنون چنین چیزی را  تجربه نکرده بودیم. ما خود و منابع مان را صرف سفر های بی شمار در سراسر کشور برای رساندن پیام نجات کرده بودیم؛ همواره آگاه از خطر اینکه شخص نادرستی به صحبت‌های مان گوش بسپارد. اکنون در زندان محکوم شده بودیم و خداوند به موج‌هایی از جویندگان روحانی، ما را بی‌درنگ در میان خود قرار می‌داد. شرایط زندگی چندان مطلوب نبود، اما دیگر نیازی به دغدغه‌های مربوط به سفر و ترافیک نداشتیم! و آنجا اجازه می‌داشتیم تا داستان عیسی مسیح را در میان زندانیان هم سن و سال مان به طور آشکار تعریف کنیم، چرا که هیچ کس به این «لانه موش‌ها» وارد نمی‌شد تا جاسوسی کند.» (۳۸).

در درون زندان آزادی بیشتری برای رساندن پیام نجات داشتیم تا بیرون از زندان.

با تهام «اقدام علیه امنیت ملی» و تهدید به شکنجه و حتی اعدام، این دو زن نهایتاً به زندان اوین، زندان بد نام و هولناک تهران، منتقل شدند. آن‌ها این زندان را «کلیسای ما» می نامیدند و نُه ماه در آنجا سپری کردند و به بشارت کلام مقدس خداوند در میان زندانیان ادامه دادند. سرانجام آزاد شدند و داستان خود را در کتابی با عنوان «اسیر در ایران » که روایتی شگفت زیبا از امید و پیروزی در دل وحشت زندان وحشیانهٔ اوین تهران است بازگو کردند.

رنج به خاطر نام مسیح

آزار و اذیت مسیحیان در جهان غرب غالباً به شیوه‌هایی لطیف تر و پنها‌تر رخ می‌دهد مانند بی اعتنایی سرد، طعنه‌ای زیرکان در مکالمه، تبعیض در محیط کار، یا نادیده گرفته شدن در روند ارتقا و از این قبیل چیزها. این آزار و جفا ممکن است شدت یابد و به سطوحی چون تمسخر لفظی، توهین و اتهامات دروغینی برسد که هدفشان تخریب شخصیت فرد است. در برخی نقاط جهان، این آزارها می‌تواند ضرب و شتم، زندانی شدن، سنگسار، گردن زنی، به صلیب کشیده شدن یا سوزاندن در آتش نیز پیش رود (متی ۵: ۱۱؛ اول پطرس ۴:‌۱۴؛ متی ۲۳: ۳۴).

صرف نظر از شکل و صورت آن، هر نوع آزار و اذیت، ریشه در هویت آشکار ما با مسیح دارد موضوعی که خود مسیح بارها آن را به پیروانش گوشزد کرده است. همهٔ آنان به خاطر «نام او» رنج خواهند کشید.

متی ۱۰: ۱۶ – ۲۲

متی ۲۴: ۹ – ۱۴

مرقس ۱۳: ۹ – ۱۳

لوقا ۲۱: ۱۰ – ۱۹

یوحنا ۱۵: ۲۰ – ۲۱

مکاشفه ۲: ۳

زمانی که عیسی مسیح می فرماید «همه به خاطر نام من از شما نفرت خواهند داشت» پیام را به وضوح در می‌یابیم (مرقس ۱۳: ۱۳) من رنج خواهم کشید، زیرا خود را با نام مسیح یکی کرده ام. در این نقطه مکث می‌کنیم، شاید لحظه‌ای دچار تردید شویم که این موضوع برایمان چه تبعاتی دارد و سپس به مطالعه ادامه می‌دهیم.

       پیامد یا فرصت؟

با این حال، باید بیاموزیم که این موضوع را از زاویه‌ای دیگر نیز بررسی کنیم.

رنج کشیدن «به خاطر نام مسیح» بُعدی دیگر و از نظر الهیاتی عمیق‌تر نیز دارد چنان که خود عیسی مسیح در همین زمینه چنین توضیح می‌دهد «و اما شما در بارهٔ خود تان به هوش باشید، زیرا شما را به محاکم خواهند سپرد و در کنیسه‌ها خواهند زد و به خاطر من در حضور والیان و پادشاهان خواهید ایستاد تا در برابر آنان شهادت دهید» (مرقس ۱۳: ۹).

رنج کشیدن برای مسیح، یعنی قرار گرفتن استوار در دل ارادهٔ حاکم و مطلق خدا که اغلب به منظور گشودن افقی نو برای گواهی به انجیل صورت می‌گیرد.

آیا متوجه شده‌اید که او در اینجا (و در اغلب آیات فهرست شده پیش‌تر) چه کرده؟ رنج کشیدن به خاطر نام مسیح، معادله‌ای دو سویه است. نام مسیح، از یک سو علت افزایش رنج ماست، اما از سوی دیگر هدف از نج ما نیز می‌شود. از حیث علت، باید انتظار داشته باشیم که به خاطر نام مسیح رنج ببریم. و از حیث هدف، باید انتظار رنج را نیز داشته باشیم، تا در دل همان رنج، برای نام مسیح شهادت و گواهی دهیم.

همین معادله در ذهن پولُس رسول نیز همیشه جریان داشت.

از همان آغاز خدمت رسولانه‌اش و در سراسر نامه‌هایش، «به خاطر نام مسیح» هم علت و هم غایت، هم پیامد و هم فرصت در پس هر ذره از رنج‌های او بود.

اعمال ۹: ۱۵ – ۱۶

دوم قرنتیان ۴: ۷ – ۱۱

دوم قرنتیان ۱۲: ۹ – ۱۰

فیلیپیان ۱: ۲۷ – ۳۰

از نگاه عیسی مسیح و پولُس رسول «رنج کشیدن برای نام مسیح» هم نشانه‌ای از وفاداری و پیوندی است که در آغاز سبب آن رنج می‌شود (همان یکی شدن با مسیح)، و هم غایت آسمانی آن رنج است (یعنی فراهم شدن فرصت‌هایی تازه برای بشارت).

البته خردمندانه است که بی دلیل، آزار و اذیت و جفا را متوجه خود نکنیم؛ اما در عین حال، نباید با شتاب از واکنش‌های حتمی و فشارهای فرهنگی‌ای که امروزه در پیروی از مسیح با آن‌ها مواجه می‌شویم، بگریزیم.

رنج بردن برای نام مسیح یعنی قرار گرفتن در مرکز ارادهٔ مطلق پدر آسمانی مان جایی که اغلب، دروازه‌هایی تازه به روی بشارت گشوده می‌شود؛ فرصت‌هایی که شاید در زندگی‌ای راحت و بی درد سر، هرگز در اختیار مان قرار نمی‌گرفت.

       پیشروی انجیل

«یکی از خلاهای آشکار در مطالعات معاصر مربوط به رشد کلیسا، نادیده گرفتن نقش کلیدی رنج در فرایند رشد کلیسا است» (فرناندو، ص ۸۳). بله. رنج و گسترش انجیل همواره در کنار هم بوده اند. (و این یکی از دلایلی است که واعظان رفاه محور هرگز برای مدتی طولانی به انجیل راستین وفادار نمی‌مانند.) مناسب‌ترین شیوه برای اعلام شکوه صلیب، قرار گرفتن در موضع صلیب گونهٔ تحقیر است. این نکته در مورد شهادت پولُس نیز صدق می‌کند. «پولُس بر این باور است که رنج نه تنها همراهی کنندهٔ اعلام انجیل از سوی رسولان است، بلکه خود نوعی اعلام انجیل به شمار می‌رود» (پلامر برای مطالعه متن انگلیسی اینجا کلیک کنید).

در هر جایی که جهان با سرکوب راه را برای پیروان مسیح می‌بندد، مسیرهایی تازه برای پیش برد نام او گشوده می‌شود.

هر زمان و در هر مکانی که جهان، پیران مسیح را از طریق سرکوب مسدود می‌سازد، راه‌هایی نو برا یپیش‌برد نام مسیح گشوده می‌شود.

مرضیه امیرزاده در یکی از مصاحبه‌های خود چنین روایت می‌کند «ما در داخل زندان آزادی بیشتری برای رساندن پیام نجات به زندانیان داشتیم تا در بیرون از زندان. زمانی که آزاد بودیم، باید دعا می‌کردیم و از خداوند می‌خواستیم تا ما را به فرد مناسبی برای گفتگو هدایت کند. اما در زندان، می‌توانستیم با هر کسی صحبت کنیم.

روزی بازجویم عصبانی شد و پرسید چرا با زندانی‌ها در بارهٔ عیسی مسی صحبت می‌کنیم. من پاسخ دادم «ما با زندانی‌ها در باره عیسی صحبت می‌کنیم چون شما ما را دستگیر کردید، در زندان انداختید، و زندانی‌ها کنجکاو هستند. همه شان می پرسند که چرا اینجایی؟ اتهام شما چیست؟» بنابراین ناچار بودیم انجیل را برایشان توضیح دهیم.»

مرضیه امروز وقتی این ماجرا را بازگو می‌کند، با لبخند به تناقض شیرین آن می‌نگرد و این روایت، برای همهٔ ما نمونه‌ای زنده و الهام بخش از معنای واقعی رنج کشیدن برای نام مسیح است.


تونی رینکی به عنوان آموزگار ارشد در خدمت سازمان (Desiring God) فعالیت می‌کند. او مجری پادکست «از کشیش جان بپرسید» است و نویسندهٔ کتاب از کشیش جان بپرسید: ۷۵۰ پاسخ از کتاب مقدس به بنیادی ترین پرسش‌های زندگی (۲۰۲۴) می‌باشد.

Previous
Previous

Next
Next